آخرین خبرها
خانه / بانوان معتاد علل و گرایش اعتیاد زنان در جامعه
عضویت

بانوان معتاد علل و گرایش اعتیاد زنان در جامعه

Untitled-etiad1

بانوان معتاد

علل و گرایش اعتیاد زنان در جامعه

در ابتدا اعتیادو معتاد را تعریف و سپس به علل گرایش اعتیاد زنان خواهیم پرداخت: 

اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

اعتیاد زنان اکثراً ریشه در بسترهای خانوادگی مغشوش دارد. اغلب زنان معتاد مجرد، پدر یا برادر معتاد دارند و یا مورد یک بزه اجتماعی واقع شده‌اند و اکثر زنان معتاد متأهل، توسط همسرانشان آلوده می‌شوند. متأسفانه خدمات مراکز ترک اعتیاد و ارائه سرویس‌های ویژه به معتادین در جامعه به نحو چشمگیری مردانه می‌باشند، در نتیجه جذب زنان معتاد به مراکز ترک بسیار کم است و این مبنی بر تعداد اندک آنان نیست. با یک نگرش جنسیتی نسبت به اعتیاد می‌توان حدس زد ترکیب دو واژه‌ی زن و اعتیاد، سنگینی بیشتری از تلفیق مردانه‌ی واژه‌ها دارد. زنان معتاد، هراسان از تقبیح نگاه سخت جامعه به آنان از مراجعه به مراکز ترک پرهیز می‌کنند. طبق آمار، طی ۴ سال گذشته رشد اعتیاد زنان ۳ برابر مردان بوده است و اگر به همین منوال پیش برود تعداد آنان با مردان معتاد به زودی برابر خواهد شد. گفته می‌شود به ازای هر ۱۰ مرد معتاد، ۷ زن دچار اعتیاد هستند. زنان برای ترک در شرایط آسیب پذیرتری از مردان قرار دارند. زیرا یکی از شرایط ترک، دور بودن فرد از محیطی است که باعث وسوسه و گرایش به مصرف مجدد می‌شود. در حالی‌که اکثراً یکی از اطرافیان نزدیک زنان معتاد مبتلا به اعتیاد می‌باشند

دکتر حبیب آقابخشی آسیب شناس و عضو هیأت علمی گروه مددکاری دانشگاه بهزیستی و توانبخشی معتقد است:

جدال تفکر نقلی کهن با اندیشه نقدی معاصر و به تبع آن برخورد سنت و مدرنیته در قرن اخیر بر تمامی عرصه های زندگی جمعی سایه افکنده؛ خانواده‌ها از این اثرگذاری برکنار نبوده‌اند و در این روند کلی نقش و جایگاه زنان نیز دستخوش دگرگونی‌های بسیار شده است. موقعیت زنان در جهان، وضعیتی پارادکسیکال است. در بسیاری از جوامع، زنان موقعیت‌های خویش را بازشناخته‌اند و هیچگونه تبعیض و نابرابری را برنمی‌تابند.

در جامعه‌ی ما وضعیت زنان در طول تاریخ همراه با تناقضاتی بوده است. اساس چنین تناقضی را باید در ساختارهای فکری حاکم بر جامعه، ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جستجو نمود. در زمانی که برخی از جوامع مجاور، دختران را زنده به خاک می سپردند، زنان در این سرزمین فرمانروایی می‌کردند. از منظری دیگر و رویکردی جامع نگر، برتری فرزند آوری زنان و تأمل آنان بر پرورش فرزندان در قلمرو تولید و تقسیم کار به نفع مردان شد. با پیشرفت نیروهای تولید و تقسیم مجدد کار، نقش زنان در این عرصه رنگ باخت. اما تبدیل کارگاه‌های خانگی کوچک به کارخانه‌ها، حضور مجدد زنان در عرصه تولید، رها کردن برخی کارکردها مانند جامعه پذیری فرزندان و سپردن آن به نهادهای دیگر تعریف نوینی از حضور آنان ارائه نمود.

در مقوله‌ی اعتیاد، به نظر می‌رسد در جوامعی که تبعیض جنسیت سایه‌ی بی‌مایه‌ای دارد، زن و مرد به یک نسبت در معرض این پدیده قرار می‌گیرند. اما در ایران معمولاً ردپایی از حضور یک مرد در زندگی زنان معتاد مشاهده می‌شود. زنده نگاه داشتن بسیاری از نگرش‌های دوران کهن که با زندگی در جامعه معاصر همخوانی ندارد و تأکید بر پرورش آن از جمله این که زن باید پیرو مرد باشد را نمی توان در اعتیاد زنان بی تأثیر انگاشت. عمده زنان تمام تلاش خود را به کار می‌برند تا اعتیاد همسرانشان را از بین ببرند و او را از این ورطه نجات دهند. دل کندن از زیستن با شوهر معتاد به دو دلیل برایشان میسر نیست. نخست به دلیل این‌که سیاست جامعه ما در تقابل فرهنگ غرب مایل است میزان طلاق را در جامعه کاهش دهد. دوم اینکه مناسک و آداب ازدواج در جامعه فرهنگ ازدواج با لباس سفید و ترک آن با کفن سفید را ترویج می‌کند. زندگی با مرد معتاد، آگاهانه یا ناآگاهانه زنان را در ورطه اعتیاد گرفتار می‌کند یا مرد زن را تشویق به استفاده از مواد می‌کند و یا در صورت عدم اعتیاد مغز زن با استنشاق مواد احساس وابستگی می کند. فردی که مواد مخدر مصرف می کند، آستانه تحملش بالا می‌رود و خوش خلق می‌شود، و با ترک مواد و بدخلقی، زن فکر می‌کند مصرف مواد توسط مرد تأثیر بهتری در زندگی او می‌گذارد. میانگین سن معتادان مرد در ایران ۲۸ تا ۳۸ سال است و این دامنه‌ی سنی اکثراً مردان متأهل را در بر می‌گیرد. در نتیجه تأثیرات اعتیاد دامنگیر خانواده و در درجه‌ی اول زنان می‌شود. شیوه‌ی مصرف و نوع مواد با وضعیت فن‌آوری‌های جوامع تغییر نموده است. در برهه‌ای که فرهنگ، مبلغ حزن و اندوه است، جوانان، خواهان شادی، هرچند از طریق مصرف مواد محرک می‌باشند. در نتیجه نوع مصرف به سمت اکس و دیگر محرک‌ها رو به تغییر می‌باشد. شایان ذکر است که هنوز تریاک در ایران مصرف سنتی دارد. در تداوم و ماندگاری هر پدیده و رفتار جامعه باید دید این رفتار در پاسخ به کدام نیاز پایدار مانده است. پدیده‌ی اعتیاد پاسخی به نیازهای برآورده نشده جوانان می‌باشد. در جامعه‌ای که یک جنسیت مورد تحقیر و توهین قرار گیرد، این تبعیض جنسیتی ممکن است به گونه‌ای دیگر ( مصرف مواد مخدر) پاسخ داده شود. یکی از دلایل گرایش زنان به اعتیاد پیروی و تبعیت از مردان است. نقطه مقابل آن شالوده شکنی و شکستن تابعیت از آنان است. زنان در مواردی خواستار انجام اعمالی متضاد با خواسته های مردان هستند.

از علل وعوامل مؤثر گرایش زنان به مواد مخدر و عدم تمایل به ترک آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-  رشد نیافتن مهارت های لازم برای توفیق در زندگی ( ورود ناگهانی از کودکی به بزرگسالی)

۲- فقدان شایستگی فردی برای کسب پایگاه شغلی

۳-  احساس بازنده بودن در رقابتهای شغلی و به دنبال آن، احساس ناتوانی در نیل به موفقیت، احساس ناامنی، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعی، احساس خشم و بی اعتمادی در خانه، محل کار و مدرسه

۴-  توزیع ناعادلانه منابع در آمد

۵- تشدید احساس محرومیت نسبی ( تحت تاثیر فرهنگ جهانی و اقتصاد جهانی)

۶- روابط نزدیک و صمیمی زنان

 

تنها مرکز ترک اعتیاد ویژه بانوان در ایران، کانون فرشتگان شهر شیراز است. منیژه، مسئول این مرکز می‌گوید: «دوره بستری بیماران این مرکز ۲۸ روز ومیزان متوسط بیماران بستری در هر ماه حدود ۲۳ نفر می باشد. اکثر زنان معتاد متأهل هستند و یا از همسرانشان جدا شده اند. زنان عاطفی تر از مردان هستند، و پس از متارکه به دلیل جدایی از فرزندانشان، افسردگی های مزمن ، احساس گناه و مشکلات فیزیکی و جسمی ، ترک برای آنان سخت تر از مردان است. در کمپ فرشتگان از کارتن خواب تا زنان فوق لیسانس و کارآمد وجود دارد. اکثر زنان دارای مدرک دیپلم هستند.»

دکتر طباطبایی مسئول کلینیک ترک اعتیاد رها تعداد مراجعین زن برای ترک اعتیاد را از مردان بسیار کمتر می داند. معمولاً زنان معتاد، شوهران معتاد دارند و مراجعه آن‌ها باید همزمان باشد. اگر مردان از مراجعه سرباز زنند، اغلب زنان نیز نمی‌توانند مراجعه نمایند. آن‌ها برای مراجعه و هزینه‌ی درمان به مردان وابسته‌اند. واقعیت این است که اگر مرد معتاد باشد، ترک برای زن سخت‌تر است. به طور تقریبی می‌توان گفت مراجعه زنان به مراکز ذی ربط زیر ۱۰% است.

متوسط میزان تحصیلات افراد آسیب دیده دیپلم و دامنه‌ی آن از ابتدایی تا دکترا متغیر می باشد عمده زنان معتاد توسط شوهرانشان معتاد می شوند و با بالا رفتن میزان مصرف ، غالباً به خاطر درآمد زایی به خودفروشی روی می‌آورند.

دکتر طباطبایی معتقد است درصد بالایی از قربانیان اعتیاد، دخترانی هستند که در دام عشق یک معتاد گرفتارند و تصور می‌کنند می‌توانند با جادوی عشق،معشوق معتادشان را ترک دهند. غافل از اینکه عشق به مخدر برای یک معتاد بسیار فراتر از سایر عشق‌ها می باشد. بسیاری از معتادان فقط به دلیل منفی بودن جواب اعتیاد در آزمایش خون پیش از ازدواج به مراکز ترک مراجعه می‌کنند. و علناً اذعان می‌دارند که بعد از آزمایش مجدداً شروع خواهند کرد.

دکتر پیمان ابهریان مسئول کلینیک درمان و بازتوانی اعتیاد بهجو می‌گوید: «اعتیاد یک بیماری مزمن عود کننده قابل پیشگیری و درمان است که دارای ۳ جنبه جسمی، روانی و اجتماعی می باشد. چرخه سوء مصرف مواد و مراحل بازگشت به مصرف بدین صورت آغاز می شود که فرد سالم پس از یکبار استفاده مواد، شروع به مصرف می کند. قوای جسمانی و روانیش افزایش می یابد و از مصرف مواد لذت می برد. پس از مدتی وارد مرحله ای می شود که دیگر از مصرف لذت نمی‌برد و دچار افت قوای جسمانی و روانی می‌گردد. در نتیجه به فکر ترک می‌افتد (مرحله پیش قصد). در این دوره، پیامدهای منفی مصرف افزایش می‌یابد، مانند افت قوای جسمانی، بدن درد، تعریق زیاد، اضطراب و پرش عضلات. در ضمن عملکردهای فردی و اجتماعی شخص مختل می شود. در این مرحله شخص عزمش را برای ترک جزم می‌کند (مرحله قصد). برای ترک به سراغ یافته‌های موجود مانند داروخانه‌ها، عطاری‌ها و مراکز ترک می‌رود (ارائه اطلاعات)، و نیاز به افزایش انگیزه و اعتماد به نفس دارد. در مرحله ترک به صورت عملی پیامدهای منفی مصرف بروز می‌کند. چون شخص لذت استفاده از مصرف را از دست داده است باید ترس از علائم ترک (مانند درد های جسمانی) از وی دور شود.

ترک اعتیاد به لحاظ جسمانی برای زنان سخت‌تر است. زنان از نظر روحی از مردان قوی‌تر و از نظر جسمی ضعیف ترند. آن‌ها حتی به مشکلات روحی خود نیز جنبه جسمانی می‌دهند،و چون در مرحله سم زدایی، درد جسمانی زیاد است، بیشتر از مردان امکان بازگشت به چرخه سوءمصرف مواد و بازگشت به مصرف را دارند. اما خطر عود در آنها کمتر است. بدیهی است کاهش عود به معنای کاهش سوء مصرف مواد، جرم و جنایت و همچنین کاهش رفتارهای پرخطر مانند تزریق مواد و در نتیجه کنترل بیماریهایی همچون هپاتیت و ایدز در جامعه می‌باشد. زنان اگر درمان شوند امکان بازگشتشان به مصرف، بسیارکمتر از مردان است. می‌توان گفت در چرخه سوء مصرف و مراحل بازگشت به مصرف برای زنان معتاد، مرحله قصد به دلیل مشکلات اجتماعی و کمرویی آنان در گرفتن اطلاعات ، و همچنین مرحله عمل به دلیل ضعف‌های جسمانی، دو مرحله بسیار سخت‌تر نسبت به مردان می‌باشد. برعکس در مرحله نگهداری ، زنان مقاومت بیشتری از مردان نشان می‌دهند.»

یکی دیگر از عوامل آلودگی به اعتیاد در دختران نسل جدید این تصور غلط است که حشیش باعث لاغری می شود. در نتیجه به مصرف حشیش روی می‌آورند و سپس ترک برایشان معضل شده، لاغر هم نمی‌شوند.

نوع مصرف زنان از مخدرها بیشتر تریاک و از محرک‌ها اکستازی می‌باشد. هرچند متأسفانه مصرف هروئین در نسل جوان به دلیل ارزان و سهل‌الوصول بودن آن و راحتی استفاده‌اش روز به روز رایج‌تر می‌شود.

اغلب زنان معتاد توسط شوهرانشان و درصد کمی هم توسط پدران خود آلوده می‌شوند. در واقع ۹۹% زنان معتاد، خانواده‌های معتاد دارند. زنان در عدم گرایش به مصرف مواد مخدر از مردان قویترند.‌ هرچند ترک اعتیاد آنان نیز به مراتب سخت‌تر از مردان است. از منظر اجتماعی، اعتیاد برای زنان قبح بیشتری از مردان دارد و آن‌ها برای ترک به هر مکانی نمی‌توانند مراجعه نمایند. در مواقعی که شریک زندگیشان معتاد است ترک به تنهایی برایشان مشکل است و نیاز به یک منبع حمایت عاطفی بسیار قوی دارند.

آموزش اعتماد به نفس تأثیر بسزایی در گرایش یا عدم گرایش به آسیب‌های اجتماعی دارد. با تأکید بر اینکه دختران نسبت به پسران از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند، و در خانواده به نظرات آنان کمتر بها داده می‌شود، می‌توان گفت اگر دختران در شرایط مساوی با پسران در معرض آسیب اعتیاد قرار بگیرند، احتمال گرایش آنان بیشتر است. وابستگی مالی اکثر زنان به همسرانشان و بالا بودن هزینه ترک اعتیاد به طور قابل ملاحظه‌ای حضور آنان را در مراکز ترک اعتیاد پایین می‌آورد. زنان بیش از مردان قرص‌های آرام‌بخش و روانگردان مصرف می‌کنند، اما سهم خشونت‌های خانگی که آن‌ها را به سوی مصرف سوق می‌دهد پنهان می‌ماند. شاید پاسخگویی صحیح به نیازهای جوانان و رفع تبعیض جنسیتی و ترویج خودباوری و اعتماد به نفس به ویژه در دختران بتواند میزان مصرف اعتیاد را به حداقل برساند.

نوشته شده توسط محمد نوید نظریان در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ و ساعت ۱۷:۳۱

عضویت در کانال تلگرام سازمان ملی و میهنی ایران

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Translate »